محمد تقي جعفري
547
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
از آن جمله مىگويد : « و بدان جهت كه جهان اتر براى ما تدريجاً كشف مىشود ، لذا تدريجاً ما براى فهم و پذيرش اتر به عنوان يك كل ، بيش از گذشته بايد آماده شويم جهان اتر را نمىتوان با عينك فيزيكى محض مطرح كرد ، زيرا ديد فيزيكى چنان محدود است كه هرگز نمىتواند جهان هستى را تفسير كند ، زيرا زمان و مكان ما را به طور دائمى فريب داده و بدون دخالت دادن جهان اتر معماى هستى قابل تفسير نخواهد بود . » ( 1 ) و در جاى ديگر مىگويد : « امروز ممكن است اتر فضا را واسطهء مهمى در اتصال دو جهان ماده و روح تلقى كرد . زيرا اتر است كه ماده مشترك دو جهان مزبور و آن دو را احاطه نموده و هر يك از دو جان جزئى از آن است . . . ما در اين جهان مادى كه زندگى مىكنيم ، در نوعى پست از اهتزاز اترى قرار گرفتهايم . اما در جهان روح كه حيات وظيفهء خود را انجام مىدهد ، ضمير آگاه انسان از نوعى اعلا از اهتزازات اترى متأثر مىگردد . اتر براى حيات ديگر آن چنان لزوم دارد كه براى ما در اين هستى لازم است . . . حيات در عالم اتر در حالى كه مستقل از ماده و فعاليت آن است ، فعاليت و نشاط دارد و ماده مانند غلافى براى حيات است . در واقع تصور حيات كاملتر و وسيعتر موقعى كه لباس جسم فيزيكى را از خود بر كنار كنيم ، امكان پذير است . . . » ( 2 ) به نظر مىرسد محدود نبودن واقعيتها به همين جهان فيزيكى و نمودهاى آن ، مطلبى است كه دانش و جهان بينى كلى خواه ناخواه هر انسان انديشمند را وادار به پذيرش آن مىنمايد . در مباحث عليت از همين مجلد ، عبارات برتراند راسل را مىتوان گفت :
--> ( 1 ) پيرامون جهان اتر ( على العالم الاثيرى ) فندلاى ترجمهء فهمى ابو الخير ص 49 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 42 . .